تبليغاتX
Life without you

Life without you

Chat 1

+ نوشته شده در  13 Jan 2010ساعت 7:51 PM  توسط  

امروز بسی خوشم

آخه تففففففففففللللللللللدته

اما از تنهایی مینالم

احساس میکنم تو هم منو نمیخوای

فقط به خاطر اینکه دلت برام میسوزه میگی دوسم داری

همه هستن خوبه خوب

dk هست

Fall Out Girl هست

همه ی دوستای خوب هستن

...

..

.

همه ی دوستات هستن

و همینطور دادشیت هست

و از همه مهمتر عشقت هم هست

من این وسط چیکاره بودم؟

یه بدبخت ، یه بیچاره

که دلش شکسته بود

داشت عشقو ازت گدایی میکرد

من تاثیری نداشتم

فقط یه مزاحم بودم

همین

+ نوشته شده در  4 Jan 2010ساعت 12:8 PM  توسط  

ذوق کرده بودم

فکر میکردم من داداشیتم

اما لیاقته اونم ندارم

من تو رو...

من هنوز هم تو رو...

از خـــــــــــــــــــودم بیشتر دوست دارم

+ نوشته شده در  3 Jan 2010ساعت 12:15 PM  توسط  

من تو رو میخواااااااااام

من عشقمو میخواااااااااااام

خدایا تو که نخواستی زندگی کنم

تو که نذاشتی به عشقم برسم

تو که مهرمو تو دلش نذاشتی

بده اینا همش بده

اصلا تعادل ندارم

میخوام جیغ بکشم داد بزنم

آخه چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟

لعنت به من لعنت به همه چی

آخه چرا دلتون باید برام بسوزه

هااااااااااان؟

نمیخوام نمیخوام اینجوری باشه

نمیخوام علاقتون فقط حرف باشه

چرا باید 5 سال زنده بمونم

مگه قراره چی بشه؟

چی قراره ببینم؟ بازم یه بدبختیه تازه؟

نمیخوام من این زندگیرو نمیخوام

داره بارون میاد

دوست دارم برم زیرش و گریه کنم

زار بزنم

اما اجازه ندارم آخه به ریه هام فشار میاد

یه وقت زودتر میمیرم

اینم حرف خواهر من

میبینی چقدر خوب حرف میزنه.

من دیگه نمیتونم

این دنیای نکبت رو نمیخوام

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  1 Jan 2010ساعت 8:39 PM  توسط  

 اومدم اینجا تا حرفای آخرم رو بگم

آخرین روز های زندگیم

که شاید حتی به سال دیگه هم نکشم

شاید همین آخرین حرفام بتونه یه ذره روی تو تاثیر بذاره

دیشب نخوابیدم

فقط گریه کردم

ناله کردم    زار زدم

درخواست شیمی درمانی رو cancel کردم

اینجوری شاید سه چهار ماه زنده بمونم

چه تاثیری داره زنده موندنم

قلبم دیگه تحمل نداره

میترسم تو ناراحت زندگی کنی

غمگین باشی

اون پسره اذیتت کنه

اما چاره ای نیست

چون به هر حال میمیرم 

+ نوشته شده در  31 Dec 2009ساعت 12:39 PM  توسط